|
20 فروردین 89 :: نویسنده : مقداد
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید. نوع مطلب : برچسب ها : قرآن
من شرمنده توام
اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند می شود، همه از هم می پرسند چه کس مرده است؟ چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل کرده است. قرآن من شرمنده توام اگر تورا از یک نسخه عملی به یک افسانه موزه نشین مبدل کرده ام. یکی ذوق می کند که ترا بر روی برنج نوشته ، یکی ذوق می کند که ترا فرش کرده ، یکی ذوق می کند که ترا با طلا نوشته، یکی به خود می بالد که ترا در کوچکترین قطع ممکن منتشر کرده و.....! آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا موزه سازی کنیم؟! قرآن من شرمنده توام حتی اگر آنان که ترا می خوانند و ترا می شنوند، آنچنان نشینند که خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند. اگر چند آیه از ترا به یک نفس بخوانند، فریاد می زنند " احسنت"...گویی مسابقه نفس است...... قرآن من شرمنده توام اگر به یک فستیوال مبدل شده ای ، حفظ کردن تو با شماره صفحه، خواندن تو از آخر به اول یک معروفیت است یا یک رکورد گیری.. ای کاش آنان که ترا حفظ کرده اند حفظ کنی تا اینچنین ترا اسباب مسابقات هوش نکنند. خوشا به حال هرکسی که دلش رحلی است برای تو. آنانکه وقتی ترا می خوانند چنان حظ می کنند گویی که قرآن همین الآن به ایشان نازل شده است. آنچه ما با قرآن کرده ایم تنها بخشی از اسلام است که به صلیب جهالت کشیدیم... پ.ن : به نقل از مشترک مورد نظر: سالی یک بار می آیم و می روم. آن هم روز عید. یعنی آنها این طوری میخواهند وگرنه به خودم باشد هر سیصد و شصت و پنج روز سال را پیششان میمانم! فکر میکنند با من روبوسی کنند و مرا بنشانند سر سفره هفت سین، خیلی به من احترام گذاشته اند؛ در حالی که اصلاً حرفهایم را گوش نمی دهند و هر کاری دلشان بخواهد میکنند. وقال الرسول یارب ان قومی اتخذوا هذا القرءان مهجورا» (فرقان/۳۰) پ.ن دو: آنچه ما كردیم با خود هیچ بیگانه نكرد نوع مطلب : برچسب ها : بیت الحمد علم خمینی بر زمین نمی ماند .... مگر ما مرده ایم؟؟!!! درباره وبلاگ مطالب اخیر آرشیو وبلاگ پیوندهای روزانه پیوندها آمار وبلاگ |
||||