تبلیغات
بیت الحمد - مطالب هوای تنفس جامعه
 
1 دی 89 :: نویسنده : کمیل

انگار که آدم‌ها هر چه‌قدر حقیرتر می‌شوند، حقارت‌هایشان هم بی‌مایه‌تر می‌شود؛ تو اما که می‌خواهی مثل آن‌ها نباشی، بزرگ‌واری ‌کن و حظ‌ش را ببر!

*

به خودم می‌گویم:

"اگر ته آن قلب‌ت، همین اندازه هم مهربانی پیدا نشود که دیگر قلب نیست!بایستی بیاندازی‌اش دور!"

*

خب؛ من همیشه گفته‌ام که: "خودت باش!" ها؟!

این‌بار سعی می‌کنم خودم نباشم، می‌خواهم کسی باشم... قدری مهربان‌تر!

عبور بزرگ‌وارانه از پرخاش‌های حقیرانه، لذتی دارد که امساک از آن برای من ِ ضعیف‌النفس دشوار است. حالا اگر کسی مهربانی و ترحم من را هم تاب نمی‌آورد، برود به جهنم!


** مخاطب خاص ندارد؛ اما بعید نیست که مخاطبی خودش را خاص بپندارد.





نوع مطلب : هوای تنفس جامعه، دل درد، 
برچسب ها : صبر، مهربانی، گذشت، بخشش،


اخیرا نمایشی با عنوان "اتللو" به كارگردانی عاطفه تهرانی به صورت به سبك فیزیكال و پرفورمنس كه بر مبنای حركات بدن است در تئاتر شهر تهران برگزار می شود.

به گزارش خبرنامه دانشجویان ایران، نمایش « اتللو» كه در تالار قشقایی تئاترشهر در حال اجراست نمایشی است كه بر مبنای حركات موزون صورت می‌گیرد و عده‌ای آن را در ردیف رقص‌های باله تعریف می‌كنند.

سبك فیزیكال و پرفورمنس سبكی است كه دیالوگی در نمایش وجود ندارد و بازیگر مجبور به استفاده از تمام توان حركتی در صورت و بدن خود است تا حس خود را منتقل كند و جالب‌تر اینجاست كه نمایش‌های شكسپیر همگی بر مبنای دیالوگ‌های سنگین و طولانی است و حذف دیالوگ و تأكید خانم تهرانی بر بیان داستان اتللو – تأكیدی كه اكثر كارگردانان این‌گونه نمایش از آن امتناع می‌كنند- حركات فیزیكی خاصی را پدید آورده است كه بی شباهت با رقص های عاشقانه نیست.

این اثر در حالی جایزه بهترین كارگردانی تئاتر را از جشنواره تئاتر فجر دریافت كرده است كه این نمایش بیشتر به آثار تولیدی پیش از انقلاب شباهت دارد.

تهرانی درباره ویژگی‌های اثر گفته است: این نمایش بدون كلام است و تاكید ما بیشتر بر حس‌های پنهان در نمایشنامه و شخصیت‌ها بوده است.

 

از نام این نوع از تئاترها و دیدن تصاویر منتشر شده از این اثر می‌توان نوع اجرا را نیز كاملاً درك كرد، نمایش‌هایی كه بر مبنای حركات موزون صورت می‌گیرد و جدای از مشكل اصلی آن در اختلاط زن و مرد، پوشش‌های نامتعارفی را هم ترویج می‌كنند.

جالب اینكه سحر افتخار زاده طراح لباس این اثر نیز از سوی منتقدان جهانی تئاتر جایزه بهترین طراحی لباس را نیز دریافت كرده است.

 

به نظر می رسد عده ای سعی دارند تا با اجرای این نوع از سبك برای اجرای آثار عاشقانه به صورت بی كلام و تنها بهره گیری از حركات بدن نوعی ابتذال را در هنر تئاتر ترویج كنند در صورتی كه بن مایه هنر متعالی و پاك است.
 

 

 

بحث چالشی هنر امروز چیزی جز فیلم و سینما و موسیقی نیست و هرآنچه كه از سروصدای رسانه‌ها به‌گوش می‌رسد و اعتراض مسئولان در آن بیشتر به چشم می‌آید مربوط به این شاخه از هنر است؛ بگذریم كه بخشنامه‌ها و قوانینی هم كه تصویب می‌شود همه و همه از این هیاهوها تأثیر می‌گیرد.

پیش از این در ضیافت افطار وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با تشكل‌های دانشجویی، یكی از دانشجویان اعتراضی را نسبت به وضعیت نظارت بر تئاتر در ایران مطرح كرد و پاسخی كه از دكتر حسینی شنیده شد ابراز تأسف از این كم‌كاری‌ها و اطلاع‌رسانی نسبت به برنامه‌ای بود كه از اوایل مهرماه در سطح كشور و در حوزه تئاتر انجام خواهد شد اما اجرای این دستورالعمل چه بازخوردهایی خواهد داشت؟!

 

و جالب آنكه اعتراض اهالی تئاتر نسبت به قوانین سرسختانه! و ناجوانمردانه! شورای نظارت و ارزشیابی اداره كل هنرهای نمایشی موضوع تازه‌ای نیست اما روی كار آمدن دولت دهم كه داعیه‌دار انجام كار فرهنگی گسترده در همه حوزه‌ها است موضع‌گیری‌های جدیدی را بوجود آورد؛ اعتراضاتی چون عدم شفافیت در قوانین، مشخص نبودن اعضای شورای ناظران، عدم توقیف كتبی نمایشنامه‌ها و بسنده‌كردن به توقیفات شفاهی و مواردی از این دست كه فعلا با صحت آن‌ها كاری نداریم.

 

تقریبا 10 روز پیش بود كه سجادپور مدیر كل اداره ارزشیابی و نظارت بر سینما در تماسی كه با برنامه هفت شبكه سوم سیما داشت از بخشنامه‌ای با موضوع حجاب بازیگران سینما گفت و از عدم ابلاغ آن اما در همین برنامه درست یك هفته بعد صحت چنین بخشنامه‌ای رد شد؛ و البته سجادپور نیز این بخشنامه را مسئله‌ای قدیمی و مربوط به چند سال قبل دانست ولی به نظر می رسد مشكل جای دیگری است.

سجادپور رعایت حجاب بازیگران را راه‌حلی برای پخش تلویزیونی! آثار سینمایی معرفی كرد و این كار را به نفع سینماداران دانست اما آیا مسئله ابتذال در سینما با وعده آنكه فیلم شما در تلویزیون هم نمایش داده خواهد شد برطرف می‌شود؟ آیا كارگردان با وجود شبكه نمایش خانگی كه نظارت بر آن هم تفاوتی با سینما ندارد مشكلی برای فروش فیلم خود حس می‌كند؟ اصلاً تهیه‌كننده و كارگردان چه اهمیتی به نمایش فیلم خود در تلویزیون می‌دهند!

 

جالب آنكه در بحث تئاتر نظارت‌ها به‌گونه‌ای دیگر است! در سال گذشته در بحبوحه حوادث پس از انتخابات در حالی كه متهمین این حوادث در دادگاه انقلاب به دروغ تقلب اعتراف كردند، تئاتر گالیله به‌روی صحنه رفت؛ تئاتری كه دقیقاً به محاكمه‌ی گالیله اشاره می‌كند و در آن تلویحا دادگاه های انقلاب به سخره كشیده شد و جالب تر اینكه پخش فیلم گالیله از تلویزیون سبب اخراج مدیر مربوطه شد و در حوزه تئاتر برخوردی از مسئولین صورت نگرفت.

 

مسئله ای كه در حوزه تئاتر دردآور است اینكه اولا در چند سال اخیر پیشرفت خاصی در این حوزه دیده نمی‌شود و عمده نمایش ها با هزینه دولت،‌علیه دولت ساخته و اجرا می شوند و البته در حوزه سینما هم به همین شكل است.

 

بیشتر تئاترها یا اجرای نمایشنامه‌هایی چون هملت، اتللو، مكبث و... هستند -كه بارها و بارها در طول سال اجرا می‌شوند- و یا آنكه اقتباسی از همین نمایشنامه‌ها هستند. البته هستند كسانی كه نمایشنامه‌های جدیدی را به‌روی صحنه ببرند اما متأسفانه موضوع خیلی از تئاترهای ما بر اساس یأس و ناامیدی است.

جدای از این داستان‌های عجیب و غریب، مشكل دیگری نیز در كارهای پرفروش وجود دارد و آن بازیگر چهره و خصوصاً بازیگر سینمایی است؛ سود سرشار سینما كارگردان تئاتر را هم وسوسه كرده است كه از بازیگر سینمایی برای فروش كارهای خود استفاده كند؛ انتخاب نابه‌جایی كه مثلاً در «منهای دو» داوود رشیدی شاهد آن بودیم و بازی بسیار ضعیف پگاه آهنگرانی و باران كوثری از ارزش كل كار نیز كاسته بود و بر صحت گیشه‌ای بودن این نمایش تاكید می‌كرد.

 

البته مشكل بدست آوردن گیشه تنها با بازیگر ستاره حل نمی‌شود! بلكه بیان موضوعات غیر اخلاقی، لباس‌های نامتعارف و غیر اسلامی، دیالوگ‌های سطحی و گاهاً ركیك ابزاری برای جذب مخاطب شده است.
 
به‌نظر می‌رسد وقتی كه هنری مخصوص قشری خاص شود نوع نظارت مسئولان هم تغییر می‌كند و آن‌ها احساس آرامش بیشتری می‌كنند؛ همان آرامشی كه در سینما بدلیل عام بودن آن نمی‌بینیم! نكته بسیار خنده‌دار اینجاست كه عده‌ای از كارگردانان و بازیگران همواره بر نظارت‌های سرسختانه خرده می‌گیرند! آیا عدم نظارت دقیق مسئولان و سهل‌انگاری برخی از آن‌ها، حداقل‌های ارزش ما را تغییر داده است؟! آیا دیدن صحنه‌های رقص زنان، رقص زنان و مردان و رقص مردان در حد شرع و عرف ما بوده است؟! اگر حداقل‌های ما اینجاست كه مسائل حادتر و غیراخلاقی دیگری را نیز خواهیم دید و آن روز زیاد دور نیست.

 

 





نوع مطلب : هوای تنفس جامعه، 
برچسب ها :


20 مرداد 89 :: نویسنده : کمیل
الَّذِینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَمَنْ حَوْلَهُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَیُؤْمِنُونَ بِهِ وَیَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِینَ آمَنُوا؛

رَبَّنَا وَسِعْتَ كُلَّ شَیْءٍ رَّحْمَةً وَعِلْمًا فَاغْفِرْ لِلَّذِینَ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِیلَكَ وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِیمِ...

***

کسانی که عرش [خدا] را حمل می‌کنند، و آن‌ها که پیرامون آن‌ند، به سپاس پروردگارشان تسبیح می‌گویند و به او ایمان دارند و برای کسانی که گرویده‌اند طلب آمرزش می‌کنند:

"پروردگارا! رحمت و دانش [تو بر] هر چیز احاطه دارد؛ کسانی را که توبه کرده و راه تو را دنبال کرده‌اند ببخش و آن‌ها را از عذاب آتش نگاه‌دار."... (غافر/۷)

پی نوشت : «رمضان» یعنی «رمض». یعنی باران اول پاییز که می‌بارد و گرد و غبار تابستانی را می‌زداید.

باران رمضان یک آسمان دل می خواهد و یک پاییز شکستگی برای باریدن
دلتان خدایی و اشکتان بارانی
آسمان را که دیدید من خاکی را از یاد نبرید
چشمم به راه باران سفید شده . دعا کنید

روز های بندگی تان پر شور ... ماه رمضان تان مبارک
یا علی





نوع مطلب : هوای تنفس جامعه، دل درد، 
برچسب ها : رمضان،


 

همیشه گفتنی هایی هست که نباید گفت...

شاید این استخوان لای زخم بماند بهتر باشد؟!

پی نوشت : در شق القلم با "انقلابی که خرداد بود " به روزم.

التماس دعا





نوع مطلب : سیاست بی پدرومادر، هوای تنفس جامعه، 
برچسب ها : مشایی، کروبی، رحیمی، اوباما،


19 اردیبهشت 89 :: نویسنده : کمیل

بسم خدا

 

در حوالی اینجا (!) جوانیست که برای محجبه ها "یاد امام و شهدا ..." می خواند و برای بقیه (!) "سوسن خانم..."

.

.

.

پی نوشت :

1. چند روزیست که در حال پس دادن کفاره ی گناهانم ... !

راستی گناه های توبه شده هم کفاره دارد؟!

2. قسمت هایی از عکس که مطابق شئونات نبود ( قبل از تذکر دوستان و در خطر افتادن ایمانمان ) خط خطی شد.

التماس دعا





نوع مطلب : دل درد، هوای تنفس جامعه، 
برچسب ها : حجاب، یاد امام، شهدا، سوسن خانم،


4 اسفند 88 :: نویسنده : دیده بان
میدونی درد مرد چیه؟
این که غصه های کوچیک و بزرگش رو هم تلمبار شه و بشه یه زخم کهنه؛  ولی روزگار امونت نده تا درمونش کنی.
اونوقت هی نمک روش بپاشی تا برات یه یادآوری باشه،یه تلنگر...
بخوای بگی و خنجر نامردی "چه کنم؟ چه کنم؟ " قلبت رو پاره کنه.
بخوای بگی و لحظه ای که میخوای دم بزنی نمک بریزی رو زخمت تا اونچه که از حلقومت بالا میاد درد و ناله باشه نه کلمات...!
.
.
.
.
.
درد و غصه هام داره خفه ام میکنه. دیگه آروم گریه کردن اثر نداره. باید برم، باید برم نزدیکترین جایی که بتونم خدا رو ببینم؛
 جایی که فقط من باشم و اون.
جایی مثل قله یه کوه بلند، یه کوه خیلی بلند که اکسیژن نباشه ، که هی داد بزنم و بگم و بگم و گریه کنم و ضجه بزنم و هوایی نداشته باشم و ... و بگه  "
وَاصْبِرْ وَمَا صَبْرُكَ إِلاَّ بِاللّهِ..."
اونوقته که خدا آرومم میکنه؛ که آروم میشم.
یه سوال: نفس میکشی که زندگی کنی یا زندگی میکنی چون نفس میکشی؟!        فراسوی افکار کره خاکی.....
پس گام: فقط بخون چون درمونش رو یاد گرفتم. قرآن رو باز کنی. اونوقته که خدا دست میذاره روی قلبت و آرومت میکنه.
همین
.

پیش گام: الَّذِینَ آمَنُواْ وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِكْرِ اللّهِ أَلاَ بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ. سوره رعد-آیه 26




نوع مطلب : هوای تنفس جامعه، 
برچسب ها :


11 اسفند 88 :: نویسنده : دیده بان

-بنویس "آب" ، جار بزن "نان تمام شد"

آن واژه های تلخِ دبستان تمام شد

بابا، درخت، داس، کبوتر،قفس

-آقا اجازه؟ دیکته مان تمام شد

یادش به خیر، طعم لواشک، غرور فقر

در جیب آن فرشته شیطان تمام شد

فکر فرار، ساعت یک، امتحان سخت

با قرمز جریمه، چه آسان تمام شد

-بنویس "گرگ آمد" و خط خورد خنده ها

با نقشه مچاله ایران تمام شد

-آقا ! اجازه؟ خون شهیدان چه میشود؟

آموزگار: هیس،پسرجان! تمام شد

دیروزمان به دغدغه "آب" و "نان" گذشت

امروز هم رسید به پایان، تمام شد
.
.
.
شاعر:اسماعیل محمدپور

میشود یا نمی شود را نمیدانم، عجیب و غریبش را نمیدانم،
این را همیشه بدان فرض محال همیشه محال نیست!
راستی محال غیر ممکن است یا غیرممکن، محال؟
محال و ممکنش چه فرق میکند؟!!!!
فقط می دانم گفت :بیا
-من؟
و باز تبسم مهربانانه ی دیگر کرد و گفت: چه میشود کرد؟!


عازم سفریم ؛ خطّه جنوب.

جای دوستان خالی.





نوع مطلب : هوای تنفس جامعه، 
برچسب ها : مجنون، جنوب،


به نام اول بی ابتدا و آخر بی انتها...

با سلام توجه شما را به اعلام تقویم روز و وضعیت جوی ایران جلب می نمایم...

امروز ، دوشنبه ، 12 مرداد 1388 ، میلاد علی اکبر امام حسین (علیه السلام) و مقارن با مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری است.

با عبور تدریجی ابراهای متراکم نظام ، آسمان ایران امروز آفتابی و آبی بود...

بدون حتی یک تکه ابر ورقلمیده!

گفتنی ست تراکم این ابرها به دلیل وزش بادهای "خود دعوت" غربی بوده و خروج آنها هم ، به دلیل ورود یک جبهه هوای گرم  از سویی دیگر است ؛

 گویا "طوفانی" که به طوفان ابطحی نسبت می دهند هم در خروج این ابرها بی تأثیر نبوده؟!

...

ارتباط مستقیمی داریم با جناب کمیل! در خصوص این خروج تدریجی...

با سلام خدمت جناب کمیل ؛ مشتاقانه منتظر شنیدن تحالیل (جمع مکسر تحلیل!) کارشناسانه ی جنابعالی هستیم

کمیل : با سلام خدمت جنابعالی و بینندگان محترم . آنچه قادر به بیان آن به دلیل بیبب ( سانسور) های رسانه ای هستم به شرح زیر است.

گزارش های موشکافانه نشان می دهد ؛ این ابرهای متراکم که علی رغم متفاوت بودن ، گویا همگی در شمال و شمال غرب سکنی داشته اند ، هر یک به سویی در حرکتند :

ابرهای سرخ منتسب به نواحی شمالی منطقه ی هاشمی قصد عزیمت به

.

.

.

مجری خبر : بله جناب کمیل ! همینک با خبر شدیم که گویا به میمنت این روز فرخنده "عمو ضرغامی" دست از سر کچل ما برداشته خبری از بیب رسانه ای نیست!

لطفا کمی واضح تر توضیح بدهید ...

کمیل : راستش خودم هم خسته شده بودم ...می رم سر اصل مطلب ؛

امروز تنفیذ حکم ریاست دولت دهم بود

رفتم به محل مراسم ؛ حسینیه ی امام (ره)

همه ی اونایی که مجوز ورود داشتن اومده بودن

 

مراسم تنفیذ حكم دهمین دوره ریاست جمهوری

 

سفرای خارجی هم سیبیل تا سیبیل...ببخشید ، گوش تا گوش نشسته بودن!

 

حضور سفرای خارجی در مراسم تنفیذ حكم دهمین دوره ریاست جمهوری

 

بعضیا پیاده بودن و بعضی ها هم سواره !

منظورم روی صندلیه....

 

حضور سفرای خارجی و میهمانان داخلی در مراسم تنفیذ حكم دهمین دوره ریاست جمهوری

 

اگه یادتون باشه تو گزارش قبلی م که مربوط به نماز جمعه به امامت هاشمی بود گفته بودم :

کدخدایان همه هستند و خدا اینجا نیست!

ولی جالب اینجا بود که امروز همه بودند جز کدخداها!

نگران کدخداها شدم ، گفتم ازشون یه سراغی بگیرم ...

رد آقای هاشمی را دنبال کردیم تا به سلمانی! رسیدیم

گویا ایشان قصد داشتند زلف نداشته شان را پیرایش کنند تا در مراسم "تنفیذ" بر باد نرود. ولی ترافیک تهران و شلوغی این شهر بی در و پیکر مانع از رسیدن ایشان به مراسم شد!...

 

 

آقای خاتمی هم گویا عطای ایران را به لقایش بخشیده اند و قصد عزیمت به کشورهای اجنبی را دارند .

در ضمن برای خوشایند چند خود فروخته ی اجنبی و به جهت حاضر شدن پیش از موعد ویزا حتی "درازآویز تزیینی" ! (بخوانید کراوات) هم به خود آویخته اند!

مشاهده کنید...

 

 

شیخ کهن سال اصلاحات هم هنوز درگیر بی خوابی انتخابات است...

لازم به ذکر است که پرخوری هم حدی دارد!

به گمانم حتی در دوره ای هم که رییس بودند اینهمه پرتغال اسرائیلی را یکجا میل نکرده اند

زهی مراعات

 

 

 

محبوبیت هم بعضی مواقع دردسرساز می شود!

مثل این سید نقاش مهندس که با مدرک نداشته اش دکترای علوم سیاسی درس می دهد!!؟

این تنها مشتی ست از خروار 30 میلیونی هوادار سید

 

 

علی رغم عدم حضور کدخدایان مراسم تنفیذ هرچه باشکوهتر برگزار شد

اصلا نبود آنها باعث یکپارچه شدن و خلوص پیروان امام (ره) بود...

سرشناس خرده شیشه داران جمع! که قابل رؤیت بود دکتر لاریجانی است که ... !

 

مراسم تنفیذ حكم دهمین دوره ریاست جمهوری با حضور مقام معظم رهبری

 

اینم از اعطای حکم ریاست دولت دهم آقا به دکتر

 

مراسم تنفیذ حكم دهمین دوره ریاست جمهوری با حضور مقام معظم رهبری

 

به خدا لبخند "تو" با تمام دنیا قابل قیاس نیست...

 

.

.

.

اللهم عجل فی فرج مولانا و امام زماننا

روح کعبه

المهدی (علیه السلام )

 





نوع مطلب : هوای تنفس جامعه، سیاست بی پدرومادر، 
برچسب ها : هاشمی، خاتمی، موسوی، کروبی، احمدی نژاد، دولت دهم،




( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
بیت الحمد
علم خمینی بر زمین نمی ماند .... مگر ما مرده ایم؟؟!!!
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : سنگر ساز
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :