این اثر در حالی جایزه بهترین كارگردانی تئاتر را از جشنواره تئاتر فجر دریافت كرده است كه این نمایش بیشتر به آثار تولیدی پیش از انقلاب شباهت دارد.
تهرانی درباره ویژگیهای اثر گفته است: این نمایش بدون كلام است و تاكید ما بیشتر بر حسهای پنهان در نمایشنامه و شخصیتها بوده است.

از نام این نوع از تئاترها و دیدن تصاویر منتشر شده از این اثر میتوان نوع اجرا را نیز كاملاً درك كرد، نمایشهایی كه بر مبنای حركات موزون صورت میگیرد و جدای از مشكل اصلی آن در اختلاط زن و مرد، پوششهای نامتعارفی را هم ترویج میكنند.
جالب اینكه سحر افتخار زاده طراح لباس این اثر نیز از سوی منتقدان جهانی تئاتر جایزه بهترین طراحی لباس را نیز دریافت كرده است.

به نظر می رسد عده ای سعی دارند تا با اجرای این نوع از سبك برای اجرای آثار عاشقانه به صورت بی كلام و تنها بهره گیری از حركات بدن نوعی ابتذال را در هنر تئاتر ترویج كنند در صورتی كه بن مایه هنر متعالی و پاك است.

بحث چالشی هنر امروز چیزی جز فیلم و سینما و موسیقی نیست و هرآنچه كه از سروصدای رسانهها بهگوش میرسد و اعتراض مسئولان در آن بیشتر به چشم میآید مربوط به این شاخه از هنر است؛ بگذریم كه بخشنامهها و قوانینی هم كه تصویب میشود همه و همه از این هیاهوها تأثیر میگیرد.

پیش از این در ضیافت افطار وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با تشكلهای دانشجویی، یكی از دانشجویان اعتراضی را نسبت به وضعیت نظارت بر تئاتر در ایران مطرح كرد و پاسخی كه از دكتر حسینی شنیده شد ابراز تأسف از این كمكاریها و اطلاعرسانی نسبت به برنامهای بود كه از اوایل مهرماه در سطح كشور و در حوزه تئاتر انجام خواهد شد اما اجرای این دستورالعمل چه بازخوردهایی خواهد داشت؟!

و جالب آنكه اعتراض اهالی تئاتر نسبت به قوانین سرسختانه! و ناجوانمردانه! شورای نظارت و ارزشیابی اداره كل هنرهای نمایشی موضوع تازهای نیست اما روی كار آمدن دولت دهم كه داعیهدار انجام كار فرهنگی گسترده در همه حوزهها است موضعگیریهای جدیدی را بوجود آورد؛ اعتراضاتی چون عدم شفافیت در قوانین، مشخص نبودن اعضای شورای ناظران، عدم توقیف كتبی نمایشنامهها و بسندهكردن به توقیفات شفاهی و مواردی از این دست كه فعلا با صحت آنها كاری نداریم.

تقریبا 10 روز پیش بود كه سجادپور مدیر كل اداره ارزشیابی و نظارت بر سینما در تماسی كه با برنامه هفت شبكه سوم سیما داشت از بخشنامهای با موضوع حجاب بازیگران سینما گفت و از عدم ابلاغ آن اما در همین برنامه درست یك هفته بعد صحت چنین بخشنامهای رد شد؛ و البته سجادپور نیز این بخشنامه را مسئلهای قدیمی و مربوط به چند سال قبل دانست ولی به نظر می رسد مشكل جای دیگری است.
سجادپور رعایت حجاب بازیگران را راهحلی برای پخش تلویزیونی! آثار سینمایی معرفی كرد و این كار را به نفع سینماداران دانست اما آیا مسئله ابتذال در سینما با وعده آنكه فیلم شما در تلویزیون هم نمایش داده خواهد شد برطرف میشود؟ آیا كارگردان با وجود شبكه نمایش خانگی كه نظارت بر آن هم تفاوتی با سینما ندارد مشكلی برای فروش فیلم خود حس میكند؟ اصلاً تهیهكننده و كارگردان چه اهمیتی به نمایش فیلم خود در تلویزیون میدهند!

جالب آنكه در بحث تئاتر نظارتها بهگونهای دیگر است! در سال گذشته در بحبوحه حوادث پس از انتخابات در حالی كه متهمین این حوادث در دادگاه انقلاب به دروغ تقلب اعتراف كردند، تئاتر گالیله بهروی صحنه رفت؛ تئاتری كه دقیقاً به محاكمهی گالیله اشاره میكند و در آن تلویحا دادگاه های انقلاب به سخره كشیده شد و جالب تر اینكه پخش فیلم گالیله از تلویزیون سبب اخراج مدیر مربوطه شد و در حوزه تئاتر برخوردی از مسئولین صورت نگرفت.

مسئله ای كه در حوزه تئاتر دردآور است اینكه اولا در چند سال اخیر پیشرفت خاصی در این حوزه دیده نمیشود و عمده نمایش ها با هزینه دولت،علیه دولت ساخته و اجرا می شوند و البته در حوزه سینما هم به همین شكل است.

بیشتر تئاترها یا اجرای نمایشنامههایی چون هملت، اتللو، مكبث و... هستند -كه بارها و بارها در طول سال اجرا میشوند- و یا آنكه اقتباسی از همین نمایشنامهها هستند. البته هستند كسانی كه نمایشنامههای جدیدی را بهروی صحنه ببرند اما متأسفانه موضوع خیلی از تئاترهای ما بر اساس یأس و ناامیدی است.
جدای از این داستانهای عجیب و غریب، مشكل دیگری نیز در كارهای پرفروش وجود دارد و آن بازیگر چهره و خصوصاً بازیگر سینمایی است؛ سود سرشار سینما كارگردان تئاتر را هم وسوسه كرده است كه از بازیگر سینمایی برای فروش كارهای خود استفاده كند؛ انتخاب نابهجایی كه مثلاً در «منهای دو» داوود رشیدی شاهد آن بودیم و بازی بسیار ضعیف پگاه آهنگرانی و باران كوثری از ارزش كل كار نیز كاسته بود و بر صحت گیشهای بودن این نمایش تاكید میكرد.

البته مشكل بدست آوردن گیشه تنها با بازیگر ستاره حل نمیشود! بلكه بیان موضوعات غیر اخلاقی، لباسهای نامتعارف و غیر اسلامی، دیالوگهای سطحی و گاهاً ركیك ابزاری برای جذب مخاطب شده است.
بهنظر میرسد وقتی كه هنری مخصوص قشری خاص شود نوع نظارت مسئولان هم تغییر میكند و آنها احساس آرامش بیشتری میكنند؛ همان آرامشی كه در سینما بدلیل عام بودن آن نمیبینیم! نكته بسیار خندهدار اینجاست كه عدهای از كارگردانان و بازیگران همواره بر نظارتهای سرسختانه خرده میگیرند! آیا عدم نظارت دقیق مسئولان و سهلانگاری برخی از آنها، حداقلهای ارزش ما را تغییر داده است؟! آیا دیدن صحنههای رقص زنان، رقص زنان و مردان و رقص مردان در حد شرع و عرف ما بوده است؟! اگر حداقلهای ما اینجاست كه مسائل حادتر و غیراخلاقی دیگری را نیز خواهیم دید و آن روز زیاد دور نیست.

تبلیغات













